مدیریت برند

فرایند مدیریت برند مسئولیت‌های آن

در حوزه بازاریابی، مدیریت برند عبارت است از تحلیل و برنامه‌ریزی در رابطه با چگونگی برداشت از برند در بازار هدف؛ به‌طورکلی باید گفت توسعه یک رابطه دوسویه خوب با بازار هدف در مدیریت برند بسیار حیاتی است.منطق اصلی سیستم مدیریت برند دربنگاه دارای چند برند براساس این باور است که رقابت دردرون برسر منبع باعث بهبود تلاش از جانب هرفرد می شود.اما مدیران چند برند در مدیریت برند یک طبقه محصول اغلب بی رحمانه با یکدیگر رقابت می گنند گوئی که بنگاههای رقیب رقابت می کنند. این دشواری درهماهنگ سازی برنامه های بازاریابی برای هربرند وتقاضا برای رویکردی وابسته تر به مدیریت کل طبقه محصولات دربخشی از بنگاهها منجر به تمرکز تصمیم گیری در سطح آن طبقه شده است. محققان اشاره می کنند که مدیریت طبقه فرصتی رابرای مدیران مجرب جهت درگیر ساختن خود با عملکرد مدیریت برند فراهم می کند وبه موجب آن یکی از ضعف های مدیریت برند سنتی را کاهش می دهد.

مدیریت برند

جهت خرید و فروش و ثبت برند با مشاوران ما تماس بگیرید.

مدیریت برند شامل مدیریت ویژگی‌های محسوس و نامحسوس نام تجاری است:

ویژگی‌های محسوس:خود محصول، قیمت، بسته‌بندی، و غیره است.

ویژگی‌های نامحسوس: تجربه مشتریان و در مورد خدمات نامحسوس، شامل ارتباط عاطفی با محصول / خدمت است.

فرایند مدیریت برند:

  • شناسایی و تعریف مهم‌ترین مشتریان خودتان
  • شناخت مواردی که موجب تحریک مشتریان شما شده و اینکه چه چیزی می‌تواند موجب انتخاب برند شما نسبت به برندهای رقبای شما توسط آن‌ها شود.
  • انتخاب دقیق یک جایگاه برند که مزایایی را برای شما در بازار هدف به ارمغان بیاورد.
  • تفسیر و ترجمه آن جایگاه به یک هویت برند مستمر و باثبات که شامل موارد زیر می‌شود:
  • معماری بصری برند
  • نماد و نامی معتبر و قوی
  • شعاری که بر قدرت و توان قول و تعهد برند شما تأکید داشته باشد.
  • توسعه پیام برند شامل سخنرانی آسانسوری
  • آموزش کارکنان در رابطه با شعار و تعهد برند، سخنرانی آسانسوری آن و معیارهای هویت و دادن مشوق‌ها، ابزارها و آموزش‌های لازم به آن‌ها به‌منظور مؤثر واقع‌شدن.
  • توسعه یک فرایند درونی و پیوسته برای معرفی پیش بردن برنامه بازاریابی
  • تقویت قول و تعهد برند در هر نقطه تماس با مشتری
  • ارزیابی روند پیشرفت کار و ایجاد تغییرات لازم و ضروری در هر مرحله

مدیران برندبه شدت به چالش کشیده می شوند و جهان مدیریت برند پیچیده وپیچیده ترمی شود.تکنولوژی زمانی نفرین محسوب می شود.، زمانی نفرین محسوب می شود وزمانی فرصت یعنی درحالیکه خالق قابلیتهایی برای مدیر برند می باشد نیاز به مهارتهای جدید ونگرش متفاوتی راموجب می شود.عوامل پیشروی مدیران برند موقتی نیستند. برندهادربازار رقابتی دارای ارزش بوده وبدون شک به وجود خود ادامه می دهند.هرچند اشکال ویژه سازمانی تغییر می یابداما مدیریت برند خود به خود وفق یافته ودرحین پذیرش چالشهای جدید به وسیله بهبود قابلیت رقابتی از سوی مدیران کامیاب می شود.با توجه به تغییرات شدید در ماهیت رقابتی بازار محصول وتکنولوژی ونتایج آن درنقش هم توزیع کننده وهم سازمان های تسهیل کننده،قابل فهم است که فرایندهای فزاینده هماهنگی فعالیتهای برند چه داخل وچه خارج سازمان وفشار برای غیر متمرکز سازی تصمیم گیری وحذف لایه های مدیریت به امنیت کاهش هزینه ها مواجه می باشند.محققان تحول مدیریت برندرااز خاستگاه اولین برندهای ملی تاکنون دنبال کرده اند.آنها یادآورشدند که مدیریت برند منطبق با محیط های بازاریابی می باشد.

مسئولیت‌های مدیریت برند

  • نظارت، اندازه‌گیری، ارزیابی و مدیریت توان و انسجام برند
  • افزایش آگاهی از برند، تمایز از دیگر برندها، ارزش، در دسترس بودن و ارتباط احساسی
  • توسعه طرح برند
  • نظارت بر پیشرفت برند با توجه بر طرح برند تهیه‌شده
  • مسئولیت‌پذیر بودن در برابر نتایج حاصله بر اساس طرح برند
  • هدایت درک از برند و حمایت از آن در سراسر بخش‌های سازمان
  • کمک به عمل کردن به پیام و قول داده‌شده توسط برند
  • حفظ یکپارچگی هویت برند
  • تشکیل انجمن تیم یا هیئتی در رابطه با هویت برند
  • کمک به تعیین هویت برند یا برندهای زیرمجموعه آن برند
  • پیش‌بینی و تطبیق و اصلاح نیازهای جدید هویت برند

مدیریت برند موفق آسانترازآن چیزی که می نماید هست درذیل ،هشت اشتباه رایجی که به سرعت ارزش برند وکسب وکاررا نابود می سازد ارائه می شود.
اشتباه اول:عدم تعهد مدیر
برندهای با عملکرد ضعیف فاقد حمایت مدیریت برند ارشد می باشد.آنها توصیف کننده عملیات خئمت خود می باشداما ارائه گر هیچ ارزش افزوده ای برای مشتری نمی باشد.آنها دارای کم نفوذی برای کسب وکار تلقی می شوند که هیچ جائی بین یک سوم ودوسوم دارائی های کل بنگاه ندارند.این بدان معناست که کسب وکار هایی که فاقد حمایت مدیر ارشد از برند می باشند ناکام خواهد ماند.آنها به مشتریان دلیلی برای خرید ارائه نمی کنند ومزیت رقابتی دربرابررقیب از خود نشان نمی دهند.ندرتا هدف،تصمیم به خرید است.حتی درقراردادهایی کسب وکار،افزایش ریسک خریدیک تامین کننده برای بیشتر خریدارنی که به برندهای قوی دربازار خودرو می آورند بسیار بالاست.
اشتباه دوم:برند یک نام نیست
نکته بعدی در مدیریت برند این است که برند یک بیرق یاعلامت یازبرندیا مزیت برای مشتری نیست.برندهای بسیاری نام خودرابدون هیچ مزیتی برای مشتریان تغییر می دهند.تغییر یک نام برند باید تغییری بنیادین وپایدار درنحوه عملکرد کسب وکار شما باشدنه یک عنوان ساده.
اشتباه سوم: ضمینه برند خیلی دوراز حوزه فعالیت اصلی
این فرض ساده انگارانه است که ایجاد ضمائم برند اضافی،هزینه پایین وریسک کمی برای بهبود کسب وکار دارد .حقیقت این است که هزینه بالاتر وتمرکز ضعیف مدیریت به این معناست که بسیاری ازبرند یابرندهای فرعی برای حداکثر سازی فرصت است.
اشتباه چهارم:نادیده گرفتن عصر دیجیتال
مدیریت برند مدرن از تکنیکهای کنترل مدیریت به سمت تکنینک های تاثیرگداری وهمکاری حرکت کرده است.این مستلزم شفافیت بازبودن وحضور فعال دربین مخاطبان است.
اشتباه پنجم:تسخیر شدن به وسیله بارار
با یافتن یک برند قوی جالب است که هجمه پذیری آن مفروض دانسته شده وتغییرات بازار نادیده گرفته شود.درحالیکه مهم است که دربازار تغییر چندان سریعی نداشته باشی اما مصیب آور است که ورودیهای جدید رانادیده گرفته وسلائق متغیر مشتری را نبینیم.
اشتباه ششم:برند های جوانان سردرگم هستند
تغییر بسیاردربرند نه فقط مشتریان راسردرگم می کند بلکه برای کسب وکار نیز به شدت ناکاراست.برندهای ضعیف به محلی سازی بسیار ببدون تقویت مبنای برند کمک می کند.این بدان معناست که یک برند می تواند معنای متفاوتی با مخاطبین برای مخاطبین متنوع حفظ کند.

مدیریت برند

اشتباه هفتم:ناتوانی دربررسی بازگشت سرمایه برند خود
تمامی تلاشهای بازاریابی یا مشتریان شما سودآور نیستند.بسیاری از بازاریابان نمی تواند پیوند سختی بین تلاشهای بازاریابی برند ایجاد نماید هزینه دستیابی به مشتری وحفظ آن وبازگشت سرمایه مطرح است این امر منجر به حفظ مشتریان غیر سودآور بسیار یا مشتریانی می شود که ارزش برند شما رااز بین می برند.
اسامی محصول همیشه خوب عمل نمی کنند.جهان برند سازی پر از لاشه های برندهای موفق در یک بازار است که نتوانستند درزمان صادرات به شکوری دیگر محصولی خوب ارائه کنند یا حتی درجائی به مردم آن کشور اهانت کرده اند.

و اشتباه هشتم:شما نمی توانید همه چیز را به همه بدهید
شما نمی توانید از جانب همه پذیرفته شوید.شجاع باشید ومخاطب هدف خود را انتخاب کنید.بسیاری از کسب وکارها تلاش می کنند تا مشتریان بسیاری از هدف گیری نمایند زیرا باور دارند محصول آنها جهان شمول است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *